۱۰ بازی تحسین شدهای که کمتر کسی آنها را میشناسد
عناوینی که در حق آنها کم لطفی شده
در این مقاله قصد داریم ۱۰ بازی تحسین شده و ارزشمندی که کمتر کسی آنها را میشناسد و به نوعی در حق آن کم لطفی شده، به طور مفصل معرفی کنیم.
به طور معمول، زمانی که یک بازی از سوی منتقدها مورد تحسین و تمجید قرار میگیرد، انتظار میرود که از نظر تجاری نیز موفقتر ظاهر شده و چه بسا فراتر از تصورها عمل کند. در واقع، تمجید منتقدها تا حدودی ثابت میکند که توسعهدهندگان با تلاش فراوان، تجربهای خلق کردهاند که ارزش هزینه کردن را دارد و این امر، در اغلب مواقع کمک شایانی به فروش هرچه بیشتر بازی میکند. عناوینی همچون The Legend of Zelda: Ocarina of Time و Red Dead Redemption و Bioshock از جمله آثاری هستند که هم از نظر منتقدها و هم از نظر تجاری، موفقیتهای چشمگیری را به همراه داشتهاند و دستاوردهای آنها همواره زبانزد گیمرها و حتی سازندگان است.
با این حال، این موضوع برای همه بازیها صادق نیست و همیشه هم این اتفاق نمیافتد. بازیهای ارزشمندی از جمله Titanfall 2 و Okami و Psychonauts و American McGee’s Alice با وجود اینکه تحسین منتقدها را برانگیختند و حتی بازخوردهای مثبتی را از سوی اغلب رسانهها دریافت کردند، اما در زمان عرضه چندان مورد توجه بازیکنها قرار نگرفتند که البته به دنبال تلاش هوادارها، منتقدها و سازندگان، این بازیها به تدریج جایگاه شایسته خود را در میان بازیکنان پیدا کردند. با این وجود، برخی از بازیها علیرغم این تلاشها، هرگز به آن محوبیتی که باید برسند، دست نیافتند. اینها آثاری هستند که یا در ژانر خود بهترین بودند، یا نوآوریهای بیسابقهای داشتند، یا حتی شاهکارهایی تکرارنشدنی بودند که هرگز دیده نشدند.
بر این اساس، زمان آن فرا رسیده که این بیعدالتی را جبران کنیم و در این مقاله، ۱۰ بازی تحسین شده ای که کمتر کسی آنها را میشناسد، را به طور مفصل معرفی کنیم. با رسانه سرگرمی همراه باشید.
10. Descent 3
بدون شک، سرنوشت بازی دیسنت ۳ یکی از تلخترین داستانهای صنعت بازیها است. بازی اصلی این مجموعه انقلاب بزرگی در حوزه ویدیو گیم به وجود آورد. در واقع، بازی به لطف گرافیک سه بعدی واقعی و گسترش سیستم کنترل ششجهته و همچین ارائه محیطهای پرپیچوخم و تونلهای بستهای که مملو از رباتهای معدنکاری سرکش بودند، به یکی از منحصر به فردترین عناوین دوره خود تبدیل شد.
به دنبال این محبوبیت، ساخت دنباله بازی در دستور کار قرار گرفت. در حالی که نسخه دوم نیز فروش قابل توجهی را تجربه کرد، اما با انتشار Descent 3 در سال ۱۹۹۹ میلادی، همه چیز به یک باره تغییر کرد. این بازی با وجود بهبودهایی که در زمینه کیفیت بصری، تنوع دشمنان، هوش مصنوعی و طراحی صوتی داشت، در عرض شش ماه نخست انتشار تنها ۵۳ هزار نسخه فروخت.
یکی از دلایل مهم این شکست، سیستم کنترل منحصربهفرد بازی بود که برخی از گیمرها آن را گیجکننده میدانستند. از طرفی، بازی درست در دورانی عرضه شد که عناوین شوتر اولشخص سنتی با کنترلهای سادهتر محبوبیت بیشتری پیدا کرده بودند. همین امر باعث شد آثاری نظیر Descent 3 کمتر مورد توجه قرار بگیرند.
9. Sacrifice
استودیوی شاینی اینترتینمنت که ساخت بازیهای Earthworm Jim و MDK را در کارنامه خود دارد، به خلاقیتهای غیرمعمول خود مشهور شده است. بر این اساس، زمانی که تیم سازنده اعلام کرد که روی توسعه یک بازی استراتژی کار میکند، توجه منتقدها را به خود جلب کرد.
این بازی شما را در نقش یک جادوگر قرار میدهد که باید ارتشی از موجودات عجیبوغریب را فرماندهی کنید. طراحی این موجودات به قدری عالی و منحصربهفرد بود که تعجب منتقدها را برانگیخت. از طرفی، بازی از نظر جلوههای بصری به ویژه افکتهای جادویی و انیمیشنها حرفی برای گفتن داشت و جذابیت آن را دو چندان کرده بود.
با این حال، همین نوآوریها در کنار بازاریابی بسیار ضعیف و زمانبندی اشتباه انتشار بازی که در واقع تنها یک ماه پس از Red Alert 2 راهی بازار شد، بلای جان بازی شد و کمتری کسی به سراغ تجربه آن رفت. در حالی که تا به امروز هیچ آمار و ارقام دقیقی از فروش بازی منتشر نشده، اما طبق گفته اینسایدرها، Sacrifice از نظر تجاری عملکرد ضعیفی در بازار داشته است.
8. Rez HD
برخلاف دیگر عناوین این لیست که شاید نامشان برای یک بارهم که شده به گوشتان خورده باشد، احتمالا بسیاری از گیمرها حتی نام Rez را هم نشنیدهاند. این بازی با ترکیب سبک ریل شوتر و موسیقیمحور، تجربهای جالبی را برایتان رقم میزند. این بازی شما را به یک محیط سایبرپانکی و انتزاعی میبرد؛ جایی که باید ویروسها را از بین ببرید.
منتقدها به خاطر موسیقیهای منحصر به فرد، از این بازی به عنوان یک اثر هنری تعاملی یاد کردهاند که هماهنگی آن با گیمپلی و گرافیک استایلایز، آن را به یک اثر خاص تبدیل کرده بود. با این حال، نسخه اصلی بازی که در سال ۲۰۰۱ میلادی عرضه شد، در عرض دو سال تنها به فروش ۱۰۰ هزار نسخهای دست یافت.
برخی منتقدها معتقد هستند که علت اصلی شکست تجاری بازی، کمبود محتوای بازی بود. در واقع، کل مدت زمان گیم پلی بازی حدود ۲.۵ ساعت است. همچنین، ماهیت بیش از حد خاص بازی نیز باعث شد تا کمتر کسی به سراغ تجربه بازی برود.
7. ICO
بازی ICO که توسط کارگردان مشهور، فومیتو اوئدا ساخته شده، با حذف یک سری المانهای اضافی، به دنبال خلق یک تجربه احساسی و غرقکننده بود. نتیجه این رویکرد کاملا رضایتبخش بود و بازی نقدهای مثبتی را از سوی منتقدها دریافت کرد و چه بسا از نظر برخی از آنها، این عنوان توانست مرزهای هنر و بازی را جابهجا کند.
بازی ICO داستان ساده ملاقات یک پسر با دختری مرموز را روایت میکند که طراحی هنری خیرهکننده، انیمیشنهای شگفتانگیز چهرهها و معماهای چالشبرانگیز، همه منتقدها را شوکه کرده بود. با این حال، علیرغم دریافت امتیاز ۹۰ در متاکریتیک، فروش بازی ناامیدکننده بود.
طبق گزارشهای منتشر شده، فروش بازی ICO از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹ میلادی، تنها به مرز ۷۰۰ هزار نسخه رسیده بود. فو.میتو اوئدا اعتراف کرد که سبک مینیمالیستی بازی و رابط کاربری بسیار ساده آن در کنار تبلیغات ضعیف، باعث شد تا بازی نتواند به خوبی از پتانسیل خود استفاده کند.
6. FreeSpace 2
اگر عاشق بازیهای شبیهساز نبرد فضایی هستید، بدون شک FreeSpace 2 انتخابی عالی و بینظیر برای شما خواهد بود؛ اثری که به واسطه کیفیت فوقالعاده جلوههای بصری و مبارزات نفسگیر و مهیج خود، تحسین منتقدها را برانگیخت. اغلب افراد جزئیات بینظیر سفینهها و انفجارهای واقعگرایانه را از نقاط قوت بازی میدانستند که در دوره خود بیرقیب بود.
با این حال، موفقیت تجاری بازی در حد یک فاجعه بود. این عنوان در سال ۱۹۹۹ میلادی منتشر شد و تا پایان همان سال توانست ۲۶ هزار نسخه در ایالات متحده آمریکا به فروش برسد. دلیل اصلی این شکست تلخ، پیچیدگی بازی و همچنین نیاز گیمرها به جویاستیک برای تجربه بازی بود.
این در حالی است که در آن دوره، عناوین شوتر اولشخص سادهتری همچون Half-Life ترند شده بودند. با این حال، اگرچه در آن زمان در حق بازی کم لطفی شده، اما خبر خوب این است که شما همین حالا میتوانید این بازی علمی تخیلی را تجربه کنید.
5. Planescape: Torment
بازی Planescape: Torment برای طرفداران سبک نقش آفرینی یک شاهکار بینظیر است، اما مشابه سایر عناوین این لیست، هرگز نتوانست در زمینه تجاری موفق شود. این بازی با نویسندگی کریس آولون، داستانی عمیق، تاریک و فلسفی را به تصویر میکشاند که به موضوعات بسیار جالبی همچون هویت، مرگ و رستگاری میپردازد. نکته مثبت بازی این است که ساختار جهان آن از Dungeons & Dragons الهام گرفته شده بود که البته تیم سازنده از کلیشههای فانتزی سنتی فاصله گرفت تا محیطی دیوانهوار و در عین حال جذاب خلق کند.
بسیاری از منتقدها از این بازی به خاطر داستانسرایی بینظیر، دیالوگهای فوقالعاده و طراحی هنری منحصربهفرد تمجید کردند. با این حال، تمرکز بیش از حد روی روایت داستان و دیالوگها باعث شد تا تیم سازنده آنطور که باید و شاید روی سیستم مبارزات توجه نکنند و نبردهای بازی چندان جذاب و هیجانانگیز نباشند. بدین خاطر، بسیاری از بازیکنان از بازی فاصله گرفتند و طبق گزارشها، میزان فروش بازی تا سال ۲۰۱۷ میلادی تنها حدود ۴۰۰ هزار نسخه بود. خوشبختانه، تیم سازنده نسخه Enhanced Edition بازی را منتشر کرده تا گیمرهای تازهوارد از تجربه بازی با کیفیت قابل قبول روی پلتفرمهای جدید و فعلی لذت ببرند.
4. The Operative: No One Lives Forever
استودیو مونولیث پروداکشنز که اکنون به خاطر سری Middle-Earth در میان گیمرها شناخته میشود، در گذشته به عنوان یکی از بهترین سازندههای بازیهای شوتر اول شخص بود که اگر بخواهیم بهترین عناوین آنها را معرفی کنیم، حتما باید بازی No One Lives Forever را در این لیست قرار دهیم.
این بازی ترکیبی از شوتر اولشخص و مخفیکاری است که برخی از المانهای کلیدی خود را از فیلمهای جاسوسی دهه ۶۰ میلادی الهام گرفته است. گرافیک چشمنواز، هوش مصنوعی هوشمندانه، طنزهای جالب و فضایی وفادار به سبک جیمز باند توانست نظر منتقدها را به خوبی به خود جلب کند.
با این حال، بازی در دو سال اول انتشار بالغ بر ۳۵۰ هزار نسخه فروش داشت که این رقم پایینتر از حد انتظارها بود. برخیها معتقد هستند که طراحی کارتونی بازی و فضای طنزآمیز، باعث شد تا این عنوان با بازی Austin Powers مقایسه شود که این رقابت، شکست خورد. خبر بد این است که این بازی به دلیل مشکلات حقوقی از تمام فروشگاههای دیجیتالی از دسترس خارج شده است.
3. Conker’s Bad Fur Day
بازی Conker’s Bad Fur Day یکی از عجیبترین نمونههای بازاریابی اشتباه در تاریخ به شمار میرود. در حالی که کنسولهای نینتندو به عنوان یک پلتفرم خانوادگی شناخته میشد، استودیو ریر با توسعه این عنوان، یک تجربه بزرگسالانه با شوخیهای زننده را برای گیمرها رقم زد.
از نظر منتقدها، برخی از طنزهای بازی هوشمندانه بوده که البته برگرفته از برخی فیلمهای معروف هستند. در کنار این طنزها، طراحی خلاقانه مراحل و انیمیشنهای جذاب چهرهها که احساسات کانکر را به خوبی به تصویر میکشاند، همگی از نقاط قوت بازی محسوب میشوند.
با این حال، همانطور که اشاره کردیم، بازاریابی بازی به طرز عجیبی شکست خورد. در واقع، شخصیت سنجاب بامزه بازی Conker’s Bad Fur Day والدین را به اشتباه انداخت. بسیاری از والدین پس از خرید بازی برای کودکانشان، از محتوای نامناسب آن شوکه شدند و همین موضوع، شکست آن را رقم زد. این بازی نه برای بزرگسالان هیجانانگیز بود و نه مناسب کودکان و نوجوانان بود. بدین خاطر، با وجود امتیاز ۹۲ در متاکریتیک، در ماه نخست عرضه تنها ۵۵ هزار نسخه از بازی به فروش رسید.
2. System Shock 2
سیستم شاک ۲ را میتوان نماد بازیهایی دانست که با وجود اینکه مورد استقبال منتقدها قرار گرفتند، اما در زمینه فروش شکست تلخی را تجربه کردند. این بازی که ترکیبی از شوتر اولشخص و عناصر نقشآفرینی بود که گیم پلی آزاد و فضای ترسناک آن، لذت تجربه بازی را دو چندان کرده بود.
بازی سیستم شاک ۲ به لطف روایت داستانی کابوسوار شما را در جهانی خوفناک غوطهور میکند. جالب است بدانید که این عنوان امتیاز ۹۲ در متاکریتیک را به خود اختصاص داده و از همه مهمتر، ۷ جایزه مختلف را نیز به دست آورده که همه اینها، مهر تاییدی بر موفقیت بازی میزنند. با این وجود، فروش بازی به معنای واقعی کلمه فاجعه بود. بازی در سال ۱۹۹۹ میلادی منتشر شد و شرکت ناشر در ده ماه نخست انتشار تنها توانست ۵۸ هزار نسخه از بازی در سراسر جهان به فروش برساند.
یکی از مهمترین دلایل این ناکامی، رقابت با عناوین بزرگی همچون Resident Evil 3 و Age of Empires II بود که البته نباید از رابط کاربری ضعیف بازی نیز چشمپوشی کرد. خوشبختانه، به مناسبت ۲۵امین سالگرد انتشار بازی، نسخه ریمستر آن در راه بوده که شاید به لطف انتشار آن، بالاخره این اثر کلاسیک بتواند به جایگاه شایسته خود برسد.
1. Grim Fandango
بازی Grim Fandango با نمره ۹۴ در متاکریتیک، بالاترین امتیاز را در میان عناوین این فهرست دارد که با اختلاف، باید آن را در میان برترین بازیهای ماجراجویی تاریخ قرار داد. این بازی، شاهکاری از سوی استودیو LucasArts است که با طراحی هنری بینظیر، موسیقی فوقالعاده، صداپیشگی عالی و داستانی جذاب در دنیایی الهامگرفته از سرزمین مردگان مکزیکی، به شدت مورد تحسین منتقدها قرار گرفت.
اما مشابه سایر بازیها، این عنوان نیز از نظر تجاری شکست خورد. بازی در سال ۱۹۹۸ میلادی روانه بازار شد و در کمال تعجب، میزان فروش آن تا سال ۲۰۱۲ میلادی، حدود ۵۰۰ هزار نسخه اعلام شده است. این در حالی است که بازی Thief: The Dark Project که در همان سال منتشر شد، در عرض دو سال به چنین فروشی دست یافت.
دلیل این شکست کاملاً واضح است! در آن دوره، محبوبیت بازیهای ماجراجویی به شدت کاهش یافته بود و کمتر کسی به سراغ تجربه عناوین ماجراجویی میرفت. خوشبختانه، نسخه ریمستر بازی از سال ۲۰۱۵ در دسترس علاقهمندها قرار گرفته تا نسل جدید گیمرها نیز از تجربه این شاهکار فراموششده لذت ببرند.
مسیر موفقیت در صنعت بازیها همواره وابسته کیفیت و نوآوری نیست. بسیاری از بازیها علیرغم دریافت نقدهای فوقالعاده و تحسین منتقدها، به دلایلی نتوانستند در زمان عرضه از نظر تجاری عملکرد موفقی داشته باشند. از شاهکارهای هنری همچون ICO و Planescape: Torment گرفته تا بازی خلاقانه System Shock 2 و طنزهای جسورانه Conker’s Bad Fur Day، همگی ثابت کردند همواره کیفیت بالا تضمینکننده فروش بالا نیست.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با معرفی ۱۰ بازی تحسین شده و ارزشمندی که در حق آنها کم لطفی شده، چیست؟ به نظر شما، کدام یک از دیگر بازیها به سرنوشت مشابهی دچار شدهاند و با وجود تحسینها، چندان مورد توجه گیمرها قرار نگرفتهاند؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.
نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید