دلایل زیادی وجود داشت که بخواهم امسال هم به سراغ نسخهی جدیدی از فیفا بروم؛ اما واقعیت این است که بازی FIFA 20 با آنچه که انتظار میرفت، تفاوتهای زیادی دارد و همچنان هیچ خبری از یک انقلاب اساسی در این عنوان نیست.
مثل جشن سال نو یا خیلی دیگر از رویدادهای مهم تاریخی که هر ساله سالگرد آنها را گرامی میداریم، شروع پاییز هم برای علاقهمندان به بازیهای ویدئویی و ورزش فوتبال، به خاطر عرضهی نسخهی جدیدی از مجموعه بازیهای فیفا ارزش زیادی دارد. دلایل زیادی وجود دارد که ثابت میکند امسال، بیشتر از هر سال دیگری بسیاری از بازیکنان در انتظار نسخهی جدید این مجموعه، یعنی بازی FIFA 20 بودهاند؛ با این حال، همین دلایل یکی پس از دیگری عامل پسرفت چشمگیر این اثر شدند!
طبیعتا انتظاری که از چنین بازیهایی میرود، این است که سال به سال پیشرفت کنند و ضمن برطرف کردن مشکلات نسخهی قبلی، با اضافه کردن برخی امکانات بتوانند روی یک مدار صعودی قرار بگیرند. چند سالی است که شرکت EA Sports در قبال سری بازی فیفا رویهی متفاوتی را در پیش گرفته است و همین مسئله باعث شده تا عملکرد آنها در دو سال اخیر برخلاف توقعهای فیفابازها باشد.
مهمترین انتقادی که در دو سال اخیر به مجموعه بازی فیفا وارد شده، این است که گیمپلی و فیزیک آن نسبت به نسخههای قبل پیشرفت چندانی نداشته است. بطور کلی، روند گیمپلی بازی به هیچ عنوان حال و هوای یک بازی جدید را نداشت و همین مسئله باعث میشد تا بسیاری برای خریدن نسخههای جدید فیفا مردد باشند.
بالاخره FIFA 20 این طلسم دو ساله را شکست و سازندگان آن، با خرج اندکی جسارت توانستند آن را تا حد قابل توجهی متفاوتتر از FIFA 19 توسعه دهند. اولین تغییری که در فیزیک بازی ایجاد شد، بهبود فیزیک توپ است! به گفتهی سازندگان، آنها از تکنولوژی متفاوتی برای تعریف فیزیک توپ در این اثر بهره بردهاند و اگر بازی فیفا ۲۰ را تجربه کنید، به راحتی متوجه این تغییر میشوید. شاید به نوعی بتوان گفت که سنگینتر شدن توپ بازی، موجب طبیعیتر شدن آن شده و همین مسئله، اولین بهبود این عنوان را نسبت به نسخهی قبلی رقم میزند.
چیزی که پیش از انتشار بازی FIFA 20، در رسانههای مختلف روی آن مانور زیادی داده میشد، تغییر مکانیزم دفاع کردن در این اثر بود. از آن جایی که نزدیک به دو دهه است که مجموعه بازی فیفا با ادعای شبیهساز بودن ورزش فوتبال سعی در جذب مشتری و طرفدار دارد، سازندگان آن در آخرین نسخه سعی کردند تا با تضعیف هوش مصنوعی یک قدم دیگر به شعار تبلیغاتیشان نزدیکتر شوند. به عبارتی دیگر اگر تیمتان تحت فشار حمله حریف قرار گرفت، انتظار نداشته باشید که به لطف و مرحمت هوش مصنوعی بازیکن مدنظرتان در خط دفاعی تحت کنترلتان دربیاید. البته قرار نیست که از حرکت دوربین جا بمانید اما دیگر به مانند فیفاهای قبلی، خود بازی کمک چندانی به شما نخواهد کرد. باید سعی کنید خیلی سریع با استفاده از L1 یا آنالوگ راست به سراغ بازیکنی که در نقطه مدنظرتان در زمین بازی است، بروید و خودتان شروع به دفاع کنید. پیش از این در نسخههای قبلی، حتی این احتمال هم وجود داشت که هوش مصنوعی به کمکتان بیاید و مدافعانتان را به سراغ مهاجمان حریف بفرستد. این اتفاق به شکل ضعیفتری در بازی FIFA 20 رخ میدهد تا بتوانید با استراتژی درستی در تاکتیکهای تدافعی سعی در گل نخوردن داشته باشید.
تنها بخشی که میتواند به شما برای بهبود عملکرد دفاعیتان کمک کند، منوی اینستراکشن است که در نسخهی قبلی هم وجود داشت. عملکرد تاکتیکهایی که در این منو تعریف میکنید، بهتر از هر زمان دیگری توسط بازیکنانتان در زمین بازی پیادهسازی میشود و این، تنها راه چارهای است که میتواند عملکرد خط دفاعیتان را بهبود بخشد. سختتر شدن دفاع در بازی FIFA 20، بدون شک یکی از بهترین اتفاقاتی بود که میتوانست در این مجموعه رخ دهد اما هنوز ضعفهایی در همین بخش وجود دارد که مانع از تکامل آن میشود. انتظار میرفت که توانمندیهای تدافعی مدافعان، مانند تکل و یا فیزیک آنها بهبود چشمگیری نسبت به FIFA 19 داشته باشد اما اینطور نیست. به عبارتی دیگر، به غیر از بخش اینستراکشن هیچ امکانی در بازی وجود ندارد که بتواند تضعیف عملکرد هوش مصنوعی در چیدمان تدافعی تیمتان را جبران کند. همین مسئله باعث میشود تا تعداد گلهای برخی از مسابقاتی که برگزار میکنید، یادآور بسکتبال باشد!
اولین تغییری که در فیزیک بازی ایجاد شده، بهبود فیزیک توپ است!
در طرفی دیگر، برخلاف FIFA 19 بیشتر شوتها در چهارچوب دروازه قرار میگیرند! هر چند که برخلاف نسخهی قبل، شوتهای از راه دور به راحتی تبدیل به گل نمیشوند، اما هنوز هم حفرههایی در برخی از نقاط زمین وجود دارد که گل شدن ضربات مهاجمانتان را تضمین میکند؛ حتی اگر آن مهاجم، دارای اورال (میانگین تواناییها) متوسطی باشد! وقتی این تغییرات در کنار تضعیف هوش مصنوعی در عملکرد دفاعی تیم قرار میگیرد، باعث میشود که برخلاف اصلیترین هدف بازی FIFA 20، آنطور که انتظار میرفت با یک شبیهساز موفق از ورزش فوتبال روبرو نشویم.
از دیگر تغییرات فیفا ۲۰ میتوان به عوض شدن سیستم ضربهی پنالتی و ضربات ایستگاهی اشاره کرد. این بار برخلاف نسخههای اخیر، دیگر خبری از یک فلش برای نشان دادن جهت ضربه نیست. مانند نسخهی سال ۲۰۰۳ فیفا، یک نشانگر روی دروازه ظاهر میشود و تغییرات موقعیت مکانی آن، جهت ضربه را مشخص خواهد کرد. با این حال، تعیین میزان قدرت توپ هنوز یک چالش جدی در ضربات ایستگاهی به حساب میآید اما اگر کمی تمرین کنید، میتوانید بیشتر از فیفاهای قبلی از زدن ضربات ایستگاهی یا پنالتی به سمت دروازه، لذت ببرید. شاید بتوان تنها ایرادی که به این تغییر وارد کرد، زدن پنالتی در مسابقات PvP آفلاین باشد! از آنجایی که سرعت حرکت نشانگر روی دروازه کمی کُند است، با محو کردن نشانگر این احتمال وجود دارد که برای زدن ضربهی پنالتی به شکل دلخواه دچار مشکل شوید.
بخش The Journey برای اولین بار در بازی FIFA 17 به این سری اضافه شد. این حالت، یک خلاقیت مهم را در این مجموعه آغاز کرد و باعث شد تا برای هر چه متفاوتتر شدن این بازی ورزشی، EA Sports به سراغ پرکردن خلا بخش داستانی برود. همین جا بود که بسیاری از فیفابازها خود را درگیر زندگی الکس هانتر کردند تا پیشرفت پله به پله یک فوتبالیست را رقم بزنند. خوب یا بد، بخش داستانی الکس هانتر در FIFA 19 به پایان رسید و با یک تصمیم جنجالی، بخش ولتا (Volta Mode) جایگزین آن شد. در نگاه اول حالت ولتا نسخهی بهروزشدهی همان FIFA Street است که آخرین نسخهی آن را در سال ۲۰۱۲ میلادی تجربه کرده بودیم.
بخش ولتا، به هیچ عنوان یک انقلاب اساسی برای سری بازی فیفا به حساب نمیآید اما میتواند برای ایجاد تنوع در روند بازی FIFA 20 نقش پررنگی داشته باشد.
قرار گرفتن یک بخش داستانی ساده در دل ولتا، یک تصمیم جالب از سوی الکترونیک آرتز بود که باعث میشود تا تجربهی متفاوتی از این بخش در فیفا داشته باشیم. هر چند که بخش داستانی بازی FIFA 20 توخالیتر از جریانات الکس هانتر به نظر میرسد، اما بطور کلی نمیتوان از آن خرده گرفت و یک نقص بزرگ قلمداد کرد. کمتر کسی در یک بازی ورزشی، به خصوص سری فیفا به دنبال یک داستان پرنوسان و شخصیتپردازی غنی میرود و با ارفاق میتوانیم بگوییم که داستان مورگان در بخش ولتا عملکرد قابل قبولی دارد.
جزئیات زیادی در Volta Mode وجود دارد. برای مثال شما میتواند به صورتهای سه به سه، چهار به چهار و حتی پنج به پنج به رقابت با حریف خود مشغول شوید. حتی با انتخاب زمینهای مسابقه و شخصیسازی آن میتوانید قوانین حاکم بر بازی را تحت تاثیر قرار دهید. همه چیز در ولتا خوب پیش میرود تا جایی که فیزیک بازی مانع از لمس لذت واقعی یک فوتبال خیابانی میشود. این حالت به هیچ عنوان سرعت و هیجان FIFA Street را ندارد و سنگین بودن فیزیک توپ و بازیکنان هم عامل اصلی این ضعیف است. با این حال، خالی از لطف نیست که هر از چند گاهی سری هم به بخش ولتا بزنید. این حالت، به هیچ عنوان یک انقلاب اساسی برای سری بازی فیفا به حساب نمیآید اما میتواند برای ایجاد تنوع در روند بازی FIFA 20 نقش پررنگی داشته باشد.
شاید حالت ولتا لباس پر سر و صداترین حالت بازی FIFA 20 را برتن کرده باشد، اما هیچ شکی نیست که حالت آلتیمیت، همواره اصلیترین و پرطرفدارترین حالت در فیفاهای اخیر به حساب میرود و این مسئله، در مورد FIFA 20 هم صدق میکند. با این حال سوالی که پیش میآید، این است که آیا EA Sports قدر محبوبترین بخش سری فیفا میداند؟
متاسفانه باید پاسخ منفیای به سوال بالا بدهیم. روباه مکار مقیم در ذات الکترونیک آرتز، یکی دیگر از محبوبترین داشتههای این شرکت را در دام لوت باکس گرفتار کرده است. بخش آلتیمیت در مجموعه بازی فیفا همواره به Pay to Win (بپرداز و برندهشو) بودن محکوم بوده و این سیاست در بازی FIFA 20 به نقطهی اوج خود رسیده است. در واقع ماهیت Ultimate Mode فیفا همواره همین بوده و هر ساله شاهد این مسئله هستیم که هر چقدر بیشتر برای این حالت پول خرج کنید، همان قدر هم به موفقیت خواهید رسید. حتی در FUT 20 مکانیزمی مانند بتل پس قرار گرفته است که روایتگر هدفگیری الکترونیک آرتز به سمت جیب بازیکنان است.
متاسفانه در حالت Career خلا یک تغییر بزرگ به شدت احساس میشود.
در طرفی دیگر، برای خرج کردن سکههای به دست آمده بیشتر از هر وقت دیگری باید قمار کنید. متاسفانه هیچ بالانسی در خریدهایی که انجام میدهید وجود ندارد و ممکن است میزان زیادی از سکههایتان را برای یک آیتم بیارزش هدر دهید. با این حال تنوع آیتمهای قابل خرید افزایش چشمگیری داشتهاند اما در سمت مقابل، بطور کلی از ارزش آنها کم شده است. وجود بخشهای متنوع مانند بازی کردن با دوستانتان ضمن انتخاب تیم آلتیمت یا حتی استفاده از این تیم در بخش آفلاین، از جمله پیشرفت و نقاط قوت این بخش به حساب میرود اما هیچ یک از لذتهای Ultimate Mode، نمیتواند پرداختهای درون بازی را برای این اثر ۶۰ دلاری توجیه کند.
Career Mode یکی دیگر از جذابترین بخشهای بازی FIFA 20 به حساب میآید. مانند نسخههای قبلی، Player Career و Manager Career دو بخش موجود در این حالت هستند. همواره میتوانید برای تجربهی دوران حرفهای یک بازیکن، بین انتخاب شخصیت حقیقی و یا طراحی شخصیت مدنظر خودتان، یکی را انتخاب کنید. در طرف دیگر این حالت، دوران حرفهای یک مدیر باشگاه قرار دارد. اولین پیشرفت Career Mode که شامل هر دو بخش آن هم میشود، افزایش امکانات شخصیسازی کاراکتر انتخابیتان است. به خصوص اگر وارد بخش Manager Career شوید، میبینید که حتی برای انتخاب جنسیت شخصیتتان حق انتخاب خواهید داشت. انتخاب لباس، ظاهر، مدل مو و هر آیتم دیگری که مربوط به ظاهر این کاراکتر میشود، این بار به همراه گزینههای خیلی بیشتری نسبت به نسخههای قبل پیش روی شما قرار خواهد گرفت.
مهمترین نوآوری این بخش، تغییر و البته بهبود مکانیزم مصاحبهها قبل و بعد از هر مسابقه خواهد بود. اگر به خاطر داشته باشید در بازی FIFA 19 قبل و بعد از هر بازی در منوی ایمیلها، مصاحبهتان را با انتخاب یک کلمه خاتمه میدادید. سازندگان ادعا داشتند که همین یک کلمه در روحیه تیم تاثیر چشمگیری خواهد گذاشت با این حال، تاثیر این مکانیزم روی عملکرد تیم هرگز در سال گذشته لمس نشد. در فیفا ۲۰ این مکانیزم دچار یک تحول چشمگیری شد تا اشتیاق بازیکنان برای تجربهی حالت Career بیشتر از قبل باشد. این بار مصاحبهها با دایره سوال و جوابهای بزرگتری در فضای مختص به کنفرانس و میکسدزون استادیومها صورت میگیرد. شاید در ابتدا پویایی سوالاتی که خبرنگاران از شما میپرسند جذابیت زیادی داشته باشد، اما بعد از مدتی تکراری شدن آنها میتواند هر بازیکنی را از حضور در تمام مصاحبهها خسته کند. از طرفی دیگر، بیش از حد آشکار بودن پاسخهای منطقی و صحیح، راه را برای بالا بردن روحیهی تیم هموارتر میسازد و همین عامل باعث میشود تا میزان سختی Career در بازی FIFA 20 یک درجه سادهتر از نسخههای قبل باشد.
یکی دیگر از ایرادهایی که به این حالت وارد میشود، عملکرد هوش مصنوعی در نتیجهگیری سایر تیمها است. به عنوان مثال فوقالعاده تعجب برانگیز است که در پایان فصل لیگ برتر انگلیس، باشگاه قدرتمندی مانند منچسترسیتی در بین ۸ تیم بالای جدول قرار نگرفته باشد. همین مسئله علاوه بر اینکه اتفاقات Career Mode را از حالت واقعگرایانه دور میسازد، باعث میشود تا نقل و انتقالات هم تحت تاثیر قرار بگیرد.
متاسفانه در حالت Career خلا یک تغییر بزرگ به شدت احساس میشود. چند سالی است که این بخش جز تغییرات جزئی و اضافه شدن چند انیمیشن جدید، چیز دیگری عایدش نشده و شاید بتوان این ضعف را به تمام بخشهای فیفا، تعمیم داد. البته در این که بازی FIFA 20 تغییرات چشمگیری نسبت به نسخههای قبل داشته، شکی نیست اما برخی از این تغییرات سطح کیفی بازی را یک پله پایینتر بردهاند. شاید بتوان این سوال را پرسید که آیا فیفا ۲۰ در قالب یک بازی بزرگتر و بهبود یافته نسبت به نسخهی قبل ظاهر شده است؟ متاسفانه نه تغییرات بخش Career و Ultimare، و نه اضافه شدن Volta Mode چیزی نیست که بتوانییم از آنها، حرکت رو به جلوی مجموعه بازی FIFA را تعبیر کنیم. هر چند که مسیر کلی این مجموعه بازی مشخص شده است، اما بازی FIFA 20 مانند یک تیم بدون کاپیتان، در تبدیل تئوریها به عملکرد مثبت در زمین بازی، نتوانسته آنطور که انتظار میرود، ظاهر شود.
اضافه شدن Volta Mode
افزایش امکانات Career Mode
همچنان باگ!
Pay to Win بودن حالت آلتیمیت
از دست دادن لایسنس یوونتوس
خلا یک انقلاب اساسی در بازی همچنان احساس میشود
نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید