نگاهی به غمگین ترین مرگ های انیمه حمله به تایتان
مرگهای تراژیک دلخراش
ما در ادامه این مطلب، نگاهی داریم به غمگین ترین مرگ های انیمه حمله به تایتان که دیدنشان برای طرفداران این مجموعه بسیار دلخراش بود.
در انیمه جذاب و دیدنی حمله به تایتان/تایتان مهاجم (Attack on Titan)، کارکترهای زیادی وجود داشتند که در طول داستان، جان خود را از دست دادند. تماشای مرگ برخی از شخصیتهای برجسته این داستان، برای طرفداران بسیار ناراحتکننده بود. بر همین اساس، ما نیز در ادامه این مطلب، نگاهی داریم به غمگین ترین مرگ های انیمه حمله به تایتان. توجه داشته باشید که ادامه این مطلب حاوی اسپویل میباشد.
انیمه حمله به تایتان، تنها پس از منتشر شدن اولین قسمتهایش در سال ۲۰۱۳، به یکی از محبوب ترین انیمهها، نه تنها در ژاپن، بلکه در سراسر جهان تبدیل شد. کارکترهای شگفتانگیزی که در طول داستان رشد شخصیتی چشمگیری را تجربه میکردند، خط داستانی بسیار جذاب که مملو از اتفاقات غیرمنتظره بود، موسیقیهای متن نمادین و …، همه و همه از دلایل موفقیت این انیمه به شمار میروند. اما نکته دیگری که در رابطه با این داستان وجود داشت، مرگ پیشبینی نشده و کشته شدن کارکترهای اصلی این داستان بود که دیدنشان برای طرفداران بسیار سخت بود. داستان اتک ان تایتان، به خصوص به خاطر تصاویر گرافیکی و نحوه مواجهه شدن شخصیتهای آن با مرگ، مورد استقبال بسیاری قرار گرفته است.
حمله به تایتان به دلیل خط داستانی بسیار هیجانانگیز خود که در آن به مضامین عمیقی سیاسی پرداخته است، پیچشهای داستانی، کارکترهای محبوب و دوست داشتنی، جلوههای بصری و همچنین موسیقیهای نمادین متن، موفق شد در مدت زمان بسیار کوتاهی به موفقیتهای بیسابقهای دست پیدا کند. انیمه حمله به تایتان در رابطه با تمدنی است که در آن، بشریت به خاطر ترس از ریشهکن شدن توسط موجودات غولپیکری که در داستان با نام تایتان (Titan) شناخته شدهاند، در داخل دیوارهایی زندگی میکنند تا جانشان در امان باشد. اما زمانی فرا میرسد که قسمتی از بیرونیترین دیوار، توسط دو تایتانی که هرگز مشابهشان در داستان دیده نشده بود، به کلی ویران میشود. با فرو ریختن این دیوار، تایتانهای دیگر قادر میشوند به داخل دیوار نفوذ کنند. با ورود این موجودات غولپیکر به داخل دیوارها، بسیاری جان خود را از دست میدهند و به همین خاطر نیز، گروهی تصمیم میگیرند تا به قیمت جانشان، با این موجودات به مبارزه بپردازند.
Carla Jaeger
مرگ کارلا یائگر در انیمه حمله به تایتان یکی از صحنههای تلخ و تاثیرگذار داستان است و به عنوان یکی از غمگین ترین مرگ های انیمه حمله به تایتان شناخته شده است. او مادر ارن و همسر گریشا بود که هنگام حمله تایتانها به شینگاشینا زیر آوار خانهها جان خود را از دست داد. در طی این حمله، ارن و میکاسا نجات پیدا کردند اما نتوانستند کارلا را از چنگال تایتانها برهانند. در نهایت، دینا فریتز (تایتان لبخند) این کارکتر را زنده زنده خورد. این صحنه، کینه ارن نسبت به تایتانها را شعلهور کرد و مسیر زندگی او را برا همیشه تغییر داد.
مرگ کارلا نهتنها نقطه عطفی برای ارن بود، بلکه نماد رنج انسانها در برابر تایتانها محسوب میشد. بعدها مشخص شد که حمله به دیوار ماریا بخشی از نقشه راینر و برتولت بود. این تراژدی، سرنوشت غمانگیز یائگرها را تحت تاثیر قرار داد؛ گریشا هم بعدها توسط ارن کشته شد. مرگ کارلا خشم و انگیزه ارن را شکل داد و بر کل داستان سایه انداخت.
Marco Bodt
کارکتر مارکو بات (Marco Bott) در داستان انیمه تایتان مهاجم/حمله به تایتان، تنها برای مدت زمان کوتاهی حضور پیدا کرد؛ اما با این وجود نیز، تاثیر فراموش نشدنی بر خط داستانی و دیگر شخصیتها باقی گذاشت. در ابتدا تصور میشد که او در حین انجام ماموریت کشته شده باشد، اما با پیش رفتن داستان مشخص میشود که کشته شدن او تصادفی نبوده است.
مارکو در طی یک ماموریت، به صورت اتفاقی مکالمه محرمانه بین راینر (Rainer)، برتولت (Bertholet) و آنی (Annie) را میشنود و اینگونه به تایتان بودن آنها پی میبرد. او در حالی که با وحشت به آنها نگاه میکند، سعی میکند خود را قانع کند که آنها با همدیگر شوخی کردهاند. اما آنها با این وجود نیز، تصمیم میگیرند تجهیزات مانور سه بعدی مارکو را بردارند و او را بر روی پشت بام خانهای رها کنند تا توسط یک تایتان خورده شود. در این حین، مارکو با وحشت، متحدان سابقش را التماس میکند تا نجاتش دهند اما ناگهان یک تایتان او را از وسط نصف میکند و اینگونه او نیز بلافاصله کشته میشود.
Mike Zacharias
مرگ میکه یکی از آزاردهندهترین و غمگین ترین مرگ های انیمه حمله به تایتان را به خود اختصاص داده است. این کارکتر یکی از فرماندههای دسته دیدبانی و از قویترین اعضای آن بود. در حین دومین تلاش هنگ پیشاهنگان برای دستگیری تایتان مونث، گروه میکه، سربازان دوره صد و چهارم را برای پیدا کردن دیگر خائنان احتمالی، مورد بررسی قرار میدهند.
در این حین، پنج تایتان به سربازان نزدیک میشوند اما میکه تصمیم میگیرد به تنهایی با همه تایتانها روبهرو شود تا اعضای گروهش فرصت فرار کردن را داشته باشند. در این حمله، پاهای او له میشوند و زمانی که تایتان هیولا نیز برای پرسیدن چند سوال به نزدش میآید، بدنش یخ میزند و دیگر هیچ واکنشی نمیتواند نشان دهد. پس از چند لحظه، او شجاعت لازم برای دوباره جنگیدن را به دست میآورد، اما تایتان هیولا به پنج تایتان دیگر دستور خوردن او را میدهد و اینگونه او نیز در حالی که از شدت درد فریاد میزد، جان خود را از دست میدهد.
Hannes
در حین فرو ریختن دیوار ماریا، سرباز هانس بلافاصله برای نجات ارن و میکاسا اکرمن (Mikasa Ackerman) به سمتشان میرود. او موفق به نجات کارلا یاگر (Carla Jaeger)، مادر ارن، نمیشود و به همین خاطر تنها ارن و میکاسا را به همراه خود میبرد. با گذشت سالها، این کارکتر به خاطر نجات ندادن کارلا، غرق در احساس گناه میشود و از این رو با پشتکار و جدیت بیشتری به کارش ادامه میدهد تا موقعیت خود را در پادگان بالا ببرد.
در ادامه داستان، هانس، در حین انجام یک ماموریت، دوباره با تایتانی که کارلا را خورده بود، روبهرو میشود. اما اینبار، با شجاعت تمام برای گرفتن انتقام به سمتش قدم برمیدارد. اما متاسفانه بازهم نمیتواند کاری انجام دهد و درست در مقابل چشمان میکاسا و ارن که وحشتزده او را نگاه میکنند، توسط همان تایتان خورده میشود. کشته شدن هانس، بدون شک، از غمگین ترین مرگ های انیمه حمله به تایتان است که به دنبال واکنش ارن و میکاسا غمگینتر هم میشود.
Faye Yeager
فای یگر، یکی از قربانیان ظلم امپراتوری مارلی علیه الدیاییها بود. او در محله فقیرنشین الدیاییها در حومه لیبریو زندگی میکرد. روزی گریشای جوان او را برای دیدن هواپیماها از دیوارها خارج کرد. سربازان مارلی فای را دستگیر کرده و او را زندهزنده به سگهای وحشی دادند تا خورده شود. گریشا شاهد این صحنه وحشتناک بود و این واقعه نفرت عمیقی نسبت به امپراطوری مارلی در او ایجاد کرد.
این تراژدی، گریشا را به عضویت گروه “بازگرداندن افتخار الدیاییها” کشاند و مسیر زندگی او را تغییر داد. انتقامجویی گریشا در نهایت به تولد ارن و مأموریت او برای نابودی دشمنان الدیایی انجامید. مرگ فای نماد ظلم سیستماتیک مارلی علیه الدیاییها بود و نشان میداد چگونه یک فاجعه خانوادگی میتواند سرنوشت نسلها را تغییر دهد. این واقعه یکی از حلقههای مهم زنجیره حوادثی بود که به داستان حمله به تایتان شکل داد.
Erwin Smith
فرمانده اروین از همان ابتدا برای مردم جزیره پاردایس نمادی از امید بود. او با جاه طلبیهای بزرگش، اغلب از سوی دولت به عنوان یک تهدید تلقی میشد. هوش و کاریزمای اروین، از او یک رهبر توانا ساخته بود. این کارکتر همواره بیان میکرد که حاضر است در راه رسیدن به اهداف بزرگ، خود و سربازانش را نیز قربانی کند.
در طول ماموریت بازپسگیری شیگانشینا، اروین به این فکر میکند که چن تن از همرزمانش در راه نجات بشریت جان باختهاند و از این رو تصمیم میگیرد برای پایان دادن به ماموریتشان و کشتن تایتان هیولا، از رویاهای خود دست بکشد. اروین سربازانش را برای حمله به تایتان هیولا هدایت میکند. در این حمله تنها یک فرد جان سالم به در میبرد و خود نیز به سختی مجروح میشود. در ادامه داستان، در حالی که بر سر نجات آرمین و فرمانده اروین، بین سربازان مشاجرهای صورت گرفته است، کاپیتان لیوای تصمیم میگیرد آرمین را نجات دهد تا فرمانده اروین بتواند پس از همه تلاشهایش به استراحتی ابدی برود.
Dot Pixis
دات پیکسیس، فرمانده باهوش و خلاق نیروهای انسانی، در نبرد نهایی علیه ارن یائگر جان خود را از دست داد. این استراتژیست برجسته که همیشه با طرحهای غیرمعمولش غافلگیرمان میکرد، تا آخرین نفس در خط مقدم جبهه باقی ماند. او هنگام تلاش برای تخلیه غیرنظامیان و کاهش تلفات حمله ارن، زیر آوار ساختمانهای در حال فروپاشی مدفون شد. مرگ پیکسیس نه فقط یک شکست نظامی، بلکه از دست دادن یکی از متفکرترین چهرههای ارتش بود.
مرگ پیکسیس ضربه مهلکی به ساختار فرماندهی نیروهای انسانی وارد کرد. او که همواره با درایت خود بحرانها را مدیریت میکرد، در حساسترین لحظه جنگ غایب شد. این فقدان به وضوح نشان داد که حتی بهترین تاکتیکهای انسانی نیز در برابر قدرت مطلق تایتان بنیانگذار کارایی ندارد. اما ایستادگی او تا آخرین لحظه، به نمادی از مقاومت و از خودگذشتگی تبدیل شد و راه را برای ادامه مبارزه هموار کرد. مرگ پیکسیس در واقع پایان دوران استراتژیهای متعارف و شروع مرحله جدیدی در جنگ علیه تایتانها بود.
Sasha Braus
ساشا براوس یکی از محبوبترین کارکترهای داستان انیمه حمله به تایتان به شمار میرفت. او یک دوست دلسوز و سربازی ماهر بود. زمانی که این کارکتر از نیکولو به خاطر غذاهایی که پخته بود تشکر میکند و را به خاطر مارلیایی بودنش قضاوت نمیکند، دیدگاه این سرآشپز را به جنگ تغییر میدهد و او را تشویق میکند تا برای شاد کردن دیگران، بدون توجه به نژادشان، غذا بپزد.
پس از اینکه ماموریت دسته دیدبانی در لیبریو به اتمام میرسد، ساشا به همراه دوستانش وارد هواپیما میشود تا به پارادایس بازگردند؛ اما در همین لحظه، گابی (Gabi) به شکم او شلیک میکند. جان (Jean) و کانی (Conny) سعی میکنند جلوی خونریزی او را بگیرند اما او در نهایت جان خود را از دست میدهد. دوستانش با دیدن مرگ او آشفته میشوند و حتی میکاسا نیز که اغلب احساسات خود را بروز نمیدهد نمیتواند جلوی سرازیر شدن اشکهایش را بگیرد. بدون شک، کشته شدن ساشا، یکی از دلخراشترین و غمگین ترین مرگ های انیمه حمله به تایتان را رقم زد.
Hange Zoe
هانجی زوئه یکی از باهوش ترین و قویترین افراد دسته دیدبانی به شمار میرفت که نبردهای سخت بسیار زیادی را پشت سر گذاشته بود. پس از مرگ اروین اسمیت، او به عنوان فرمانده بخش دیدهبانی به کار خود ادامه داد. در فصل نهایی حمله به تایتان، زمانی که پیشاهنگان به سمت مارلی حرکت میکردند، هانجی داوطلب میشود تا برای کاهش دادن سرعت رامبلینگ، خود را تبدیل به یک طعمه کند.
هانجی درست قبل از اینکه به میان تایتانها برود، در مقابل لیوای آکرمن (Levi Ackerman) برای خداحافظی توقف کوتاهی میکند. در این صحنه او به نشانه احترام دستش را بر روی قفسه سینهاش میگذارد و سپس به سمت تایتانها حرکت میکند و پس از مبارزهای کوتاه، جان خود را بر اثر بخاری که از پوست تایتانها ساطح میشود، از دست میدهد. سکانس بعد از آن، ملاقات هانجی در زندگی پس از مرگ با اروین اسمیت و سوگواری پیشاهنگان برای او است که مرگ او را به یکی از غمگین ترین مرگ های انیمه حمله به تایتان تبدیل میکند.
Eren Yeager
ارن که در ابتدا تنها کارکتری بود که میخواست انتقام مرگ مادرش را بگیرد، با پیش رفتن داستان به شخصیتی منفی تبدیل شد که متقاعد شده بود هیچ راه حل مسالمت آمیزی وجود ندارد و به همین ترتیب تصمیم گرفت با آزادسازی همه تایتانها، جهان را نابود کند تا نژاد الدیا بتواند آزادانه زندگی کند. او با این ادعا که قصدش محافظت از عزیزانش است، سعی بر توجیه قتلعام و نسلکشی جهانیاش داشت.
ارن تفکرات متناقضی از خود نشان میداد و باور داشت از طریق ظلم و نابودی جهان، میتواند آزادی واقعی را به دست بیاورد. در حین رامبلینگ، میکاسا وارد دهان تایتان ارن میشود و سر او را از بدنش جدا میکند؛ اما قبل از آن مکالمههایی از ارن با میکاسا و آرمین نشان داده میشود که برای بینندگان بسیار دلخراش بودند. میکاسا پس از کشتن ارن، در حالی که سر او را به دست گرفته است، به سمت آرمین قدم برداشت. گریه آرمین در این سکانس، مرگ ارن را به یکی از غمگین ترین مرگ های انیمه حمله به تایتان تبدیل کرد.
نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید