بازی The Witcher 3
1%
  • 0/10

چرا بازی The Witcher 3 حتی بعد از گذشت ۱۰ سال همچنان بی‌رقیب است؟

جادویی که ماندگار شده

چرا بازی The Witcher 3 حتی بعد از گذشت ۱۰ سال همچنان بی‌رقیب است؟ ۱ ۱۱ فروردین ۱۴۰۴ مقالات جانبی (گیم) کپی لینک

حدود ده سال از انتشار بازی شگفت‌انگیز The Witcher 3 زمان می‌گذرد که این در مقاله عوامل متعدد موفقیت این بازی نقش آفرینی فراموش‌نشدنی را به دقت بررسی می‌کنیم.

اگر یک گیمر قدیمی باشید، احتمالا به خوبی می‌دانید که در دنیای بازی‌های ویدیویی کمتر عنوانی پیدا می‌شود که حتی با گذشت ده سال از انتشار آن، همچنان در میان گیمرها و منتقدها جایگاه ویژه‌ای داشته باشد و هنوز مورد تحسین قرار بگیرد. شاید باور کردن این موضوع برای شما کمی سخت باشد، اما امسال، دهمین سالگرد انتشار بازی ماندگار ویچر ۳ است؛ اثری که نه‌تنها استانداردهای جدیدی را برای بازی‌های نقش‌آفرینی تعریف کرده، بلکه تجربه‌ای فراموش‌نشدنی از یک روایت داستانی بی‌نظیر، جهان پر رمز و راز و تعاملات احساسی را به ارمغان آورده است.

سومین بازی از سری ویچر برای نخستین بار در تاریخ ۱۹ می سال ۲۰۱۵ میلادی (۲۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴) راهی بازار شد که برخلاف بازی سایبرپانک ۲۰۷۷، از همان ابتدا تحسین منتقدها و گیمرها را برانگیخت. در واقع، استودیو لهستانی سی دی پراجکت رد با توسعه این بازی توانست یکی از غنی‌ترین بازی‌های جهان را ارائه دهد که با وجود گذشت ده سال از عرضه آن، به لطف تجربه‌ای منسجم و بخش‌های هماهنگ‌شده، همچنان منبع الهام بسیاری از عناوین نقش آفرینی مدرن و امروزی است.

از مأموریت‌های فرعی بازی گرفته که هرکدام یک داستان مستقلی را روایت می‌کنند، تا دنیای زنده و هیجان‌انگیز بازی که گیمرها را غرق در خود می‌کند، همگی دست به دست هم داده‌اند تا بازی The Witcher 3 همچنان در میان بهترین بازی‌های تاریخ به چشم بخورد. با این حال، چه چیزی این بازی را تا این حد خاص و منحصر به فرد کرده است؟ چرا با وجود انتشار بازی‌های نقش‌آفرینی جهان ‌باز متعدد طی این یک دهه، ویچر ۳ هنوز هم در لیست پرفروش‌ترین بازی‌ها حضور دارد و کماکان در این عرصه بی‌رقیب است؟ در این مقاله نگاهی به عوامل تاثیرگذار در ماندگاری بازی می‌اندازیم و هر یک از آن‌ها را به دقت بررسی می‌کنیم.

توسعه طولانی اما ارزشمند و هدفمند

پس از موفقیت دومین بازی از این سری به نام The Witcher 2: Assassins of Kings، همان‌طور که انتظار می‌رفت، سی دی پراجکت رد به سراغ توسعه دنباله بازی رفت؛ با این تفاوت که قصد داشت بزرگ‌ترین پروژه تاریخ خود را بسازد. بدین ترتیب، روند ساخت بازی ویچر ۳ حدود سه و نیم سال به طول انجامید و طبق گفته‌ها، تیمی متشکل از ۲۴۰ توسعه‌دهنده با استعداد روی ساخت بازی مشغول به کار بودند. از طرفی، بودجه ساخت این بازی ۸۱ میلیون دلار برآورده شده بود که اگرچه این رقم در مقایسه با بودجه ساخت بازی‌های امروزی چندان قابل توجه نیست، اما در آن زمان رقم بسیار زیادی محسوب می‌شد. هدف تیم سازنده در ساخت بازی ویچر، خلق دنیای وسیع، پویا و مملو از جزئیات بود که در آن، هر تصمیمی تأثیرات محسوسی روی محیط و شخصیت‌های بازی داشته باشد. برخلاف نسخه‌های قبلی که محیط‌های بازی نسبتاً محدود به نظر می‌رسیدند، اما ویچر ۳ یک بازی کاملاً جهان‌باز بود که بازیکنان را به کاوش و ماجراجویی آزادانه در سرزمین‌های ولن، نوویگراد و اسکلگه دعوت می‌کرد.

مأموریت‌های فرعی؛ انقلابی در روایت داستان‌های جانبی

یکی از مهم‌ترین عواملی که بازی The Witcher 3 را از سایر عناوین نقش‌آفرینی متمایز می‌کند، طراحی بی‌نظیر مأموریت‌های فرعی آن است. پیش از این بازی، هدف اصلی سازندگان از توسعه مأموریت‌های فرعی در بسیاری از عناوین نقش‌آفرینی، صرفا بهانه‌ای برای افزایش سطح شخصیت اصلی و محتوای اضافی بوده و این مراحل از لحاظ داستانی اهمیت چندانی در بازی نداشتند. به همین خاطر، اغلب مأموریت‌های جانبی در این بازی‌ها تکرای به نظر می‌‎رسیدند. این در حالی است که سی دی پراجکت رد مأموریت‌های فرعی را هم‌سطح مراحل اصلی طراحی کرد.

مأموریت‌های فرعی در این بازی نه‌تنها عمق بیشتری به جهان هیجان‌انگیز بازی بخشیده‌اند، بلکه در بسیاری از موارد حتی از مأموریت‌های اصلی نیز تأثیرگذارتر بوده و حتی کوچک‌ترین انتخاب‌ها در بازی، پیامدهای معناداری داشته باشند. به لطف خط داستانی شخصیت‌های فرعی و پیچش‌های داستانی، ماموریت‌های فرعی بازی The Witcher 4 انقلابی در این زمینه رقم زده‌اند. برای مثال، مأموریت نفرین مورک‌وانگ یکی از بهترین نمونه‌ها برای  نمایش عملکرد خلاقانه بازی است؛ جایی که سرنوشت یک گرگینه نفرین‌شده به دستان بازیکن گره خورده است.

داستان عاطفی، شخصیت‌ها و تعاملات واقعی

داستان بازی The Witcher 3 دنباله وقایع نسخه‌های قبلی است که ماجرای گرالت، یکی از آخرین ویچرهای جهان را دنبال می‌کند که به دنبال سیری، دخترخوانده و شاگرد سابق خود می‌گردد. در طول بازی، گرالت با شخصیت‌های مختلفی از جمله ینیفر، تریس، وزمیر و دایکسترا روبه‌رو می‌شود که هرکدام نقشی کلیدی در داستان ایفا می‌کنند. یکی از نقاط قوت داستان بازی، روابط انسانی و درگیری‌های احساسی است. برخلاف بسیاری از شخصیت‌های کلیشه‌ای در بازی‌ها، گرالت یک قهرمان بی‌نقص نیست. او با گذشته‌ سخت و روابط عاطفی پرتنش دست‌وپنجه نرم می‌کند.

این مسئله باعث شده که بازیکنان به راحتی با گرالت ارتباط برقرار کنند و داستان بازی تا حدی شخصی‌تر و احساسی‌تر به نظر برسد. این مورد مختص گرالت نیست و حتی شخصیت‌های فرعی بازی نیز به لطف گذشته غنی خود، بخش مهمی از داستان به حساب می‌آیند. نحوه تعامل گرالت با این کاراکترها به تصمیمات بازیکن بستگی دارد که می‌تواند مسیر داستان را تغییر داده و چندین پایان متفاوت را رقم بزند. این آزادی انتخاب از جمله مهم‌ترین عواملی است که تجربه بازی The Witcher 3 را خاص و منحصر به فرد کرده است.

پیوند عمیق با رمان‌ها

داستان بازی‌ ویچر برگرفته از رمان‌های آندژی ساپکوفسکی است که محبوبیت آن برای عاشقان رمان پوشیده و پنهان نیست. هماهنگی مأموریت‌های بازی با تاریخچه و جهان داستانی این مجموعه، از دیگر نقاط قوت The Witcher 3 به شمار می‌رود. برای مثال، بهتر است به مأموریت The Last Wish اشاره کنیم که هم از نظر اسم و هم از نظر روایت، به یکی از محبوب‌ترین رمان‌های ویچر اشاره می‌کند. اگر این رمان‌ها را مطالعه نکرده باشید و به تجربه بازی بپردازید، بدون شناخت قبلی، پیش‌زمینه‌های داستانی، روابط پیچیده و گذشته شخصیت‌ها برایتان جذاب و به راحتی قابل درک خواهد بود. همه این‌ها را باید مدیون جهان غنی و ارائه دقیق و به موقع اطلاعات داستانی بود که حس حضور در دنیایی واقعی را برای شما به ارمغان می‌آورد.

شاهکاری در طراحی شهرها؛ زنده و پر جنب‌وجوش

شهرها همیشه یکی از مهم‌ترین معیارها برای خلق دنیایی باورپذیر در بازی‌های نقش‌آفرینی به شمار می‌روند. بدون شک، یکی از بهترین شهرهای تاریخ بازی‌های ویدیویی، شهر نوویگراد (Novigrad) در The Witcher 3 است. تراکم شهری نوویگراد به شکلی فوق‌العاده به تصویر کشیده که آن را به یک جهان پویا و زنده تبدیل کرده است البته، اگرچه این شهر از نظر وسعت به بزرگی مناطقی همچون شهرهای بازی‌های سری Assassin’s Creed نیست، اما ملاک یک شهر خارق‌العاده همواره وسعت آن نیست. بسیاری از بازی‌های جهان‌باز نقشه‌های بسیار وسیعی دارند که برخلاف ابعاد، بی‌روح و بی‌محتوا هستند. آن چیزی که فضای بازی را زنده می‌کند، تراکم و جزئیات آن است که سی‌دی پراجکت رد در ساخت ویچر ۳ با درایت به این موضوع توجه کرده است.

نوویگراد با الهام از شهرهای قرون‌وسطایی اروپایی طراحی شده و مملو از خیابان‌های پرجمعیت، بازارهای شلوغ، کوچه‌های تنگ و خانه‌های متنوع است که هیچ عنصر تکراری در آن به چشم نمی‌خورد و حتی دکوراسیون و جزئیات آن‌ها نسبت به دیگری متفاوت است. جالب اینجا است که این موضوع مختص ساختمان‌ها و خیابان‌ها نیست. در نوویگراد، هر NPC (شخصیت غیرقابل‌بازی) رفتارهای منحصربه‌فردی دارند و چه بسا چهره‌ها، لباس‌ها، نوع رفتار، دیالوگ‌ها و صداگذاری‌های آن‌ها نیز مشابه یکدیگر نیست. برخی از آن‌ها در بازار در حال خرید هستند، برخی دیگر در خیابان‌ها گدایی می‌کنند و عده‌ای نیز در گوشه‌ و کنار خیابان‌ها و کوچه‌ها درباره اتفاقات سیاسی صحبت می‌کنند. در این شهر شما با گروه‌های مافیایی، کشیش‌های مذهبی افراطی و سیاستمداران فاسد روبه‌رو می‌شوید که هر کدام داستان خاص خود را دارند. این سطح از جزئیات به معنای واقعی کلمه بی‌نظیر بوده و نوویگراد را به یک شاهکار تمام عیار تبدیل کرده است.

البته، نوویگراد تنها شهر خارق‌العاده بازی ویچر ۳ نیست و سایر مناطق بازی نیز از نظر طراحی حرفی برای گفتن دارند. یکی از این مناطق، ولن (Velen) نام دارد. ولن یکی از غم‌انگیزترین و تاریک‌ترین بخش‌های دنیای بازی است که بعد از جنگ ویرانگر پادشاهی نیلفگارد و سرزمین‌های شمالی، پر از روستاهای متروکه و اجساد سربازان است که مردم در فقر و وحشت زندگی می‌کنند. فضاسازی ولن به نحوی طراحی شده که حس ناامیدی و گذشته تلخ مردمان را به راحتی می‌توان لمس می‌کند. اسکلگه (Skellige) نیز از دیگر مناطق جذاب بازی است که با الهام از فرهنگ وایکینگ‌ها طراحی شده است. این منطقه شامل کوه‌های سرسبز، جزایر خوفناک و دریاهای پرتلاطم می‌شود که برخلاف نوویگراد، سرزمینی وحشی و آزاد به نظر می‌رسد و قبایلی جنگجو و مستقل آن برای بقا در برابر طبیعت بی‌رحم و دشمنان خود دست به هر کاری می‌زنند.

سیستم مبارزات؛ ترکیبی از استراتژی و هیجان

برخلاف بسیاری از عناوین نقش‌آفرینی که بر پایه مبارزات سریع و اکشن تمرکز دارند، سیستم مبارزات بازی ویچر ۳ ترکیبی از استراتژی، جادو و مبارزات تن‌به‌تن است که اگرچه بی‌عیب و نقص نیست و حتی نقدهایی نیز به آن وارد شده، اما از نظر بسیاری از منتقدها و گیمرها، همچنان ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد خود را دارد. در این بازی، شما نمی‌توانید بدون برنامه‌ریزی به جنگ با هیولاها بروید. در حقیقت، برای اینکه یک نبرد هیجان‌انگیزی را تجربه کنید، بهتر است قبل از نبرد نقاط ضعف دشمنان را بدانید و نحوه استفاده از معجون‌ها و روغن‌های مخصوص را فرا بگیرید.

یکی از بخش‌های جذاب سیستم مبارزات، استفاده از Signs یا همان قدرت‌های جادویی گرالت است. به عنوان مثال، شما با استفاده از Axii می‌توانید دشمنان را کنترل کنید، یا اینکه به کمک Igni آتش به پا ‌کنید و حتی با قدرت جادویی Quen یک سپر برای گرالت ایجاد کنید. این تنوع عالی در سیستم مبارزات به این امکان را برای شما فراهم می‌کند که سبک بازی را طبق علاقه خود شخصی‌سازی کنید و در برابر دشمنان مختلف، استراتژی خاص خود را به کار ببرید.

میراث The Witcher 3 در صنعت بازی‌ها

برهیچکس پوشیده و پنهان نیست که بازی ویچر ۳ تاثیر قابل توجهی بر صنعت بازی‌ها گذاشته است. این بازی به معنای واقعی کلمه استانداردهای جدیدی را برای بازی‌های نقش‌آفرینی و جهان‌باز تعریف کرد. ویچر 3 نه‌تنها از نظر گرافیک و داستان‌پردازی، بلکه در زمینه طراحی مأموریت‌ها، فضاسازی و شخصیت‌پردازی به سطحی رسید که حتی با گذشت ده سال از انتشار آن، همچنان بسیاری از استودیوهای بزرگ بازی‌سازی در تلاش برای تقلید از آن هستند و همان‌طور که اشاره شد، این بازی هم اکنون به یکی از بزرگ‌ترین منابع الهام‌بخش در صنعت بازی‌ها تبدیل شده است.

درس بزرگی که می‌توان از ویچر ۳ گرفت، این است که برای ارائه یک بازی موفق، نیازی به هزینه‌های چند صد میلیون دلاری نیست، بلکه با تمرکز روی ارتقای کیفیت روایت داستان، طراحی جهانی مملو از جزئیات و فاصله گرفتن از گرافیک‌های واقع‌گرایانه و تبلیغات پرهزینه، می‌توان به موفقیت‌های بزرگ و تاریخی نیز دست یافت. علاوه بر این، موفقیت The Witcher 3 مسیر استودیوی لهستانی سی‌دی پراجکت رد را نیز تغییر داد. فارغ از دستاوردهای تجاری که بازی برای این استودیو رقم زده، سی دی پراجکت رد به لطف خلاقیت و نوآوری‌های بازی توانست نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت و در حال حاضر به عنوان یکی از بهترین بازی‌سازها شناخته می‌شود.

ویچر ۳ هنوز هم بی‌رقیب است

شاید The Witcher 3 کامل‌ترین بازی تاریخ نباشد، اما هیچ شکی نیست که این بازی در تحقق اهداف خود فراتر از انتظارها عمل کرده است. خلق فضاهای بی‌نظیر، شخصیت‌های به‌یادماندنی، مأموریت‌های فرعی متحول‌کننده، شهرهای زنده و پویا، و سیستم مبارزات جذاب و استراتژیک، همگی باعث شده‌اند که این بازی حتی پس از گذشت یک دهه از انتشار، همچنان در میان برترین عناوین تاریخ حضور داشته باشد. خبر خوب برای هوادارها این است که سی دی پراجکت رد با همکاری استودیوهای دیگر مشغول توسعه فرنچایز ویچر بوده و با اتمام این سه گانه، سه گانه جدید دیگری این بار با محوریت شخصیت سیری آغاز خواهد شد. همان‌طور که احتمالا اطلاع دارید، بازی مورد انتظار The Witcher 4 در حال حاضر روند ساخت خود را پشت سر می‌گذارد که شاید انتشار آن در سال‌های آینده بتواند موفقیت ویچر ۳ را بار دیگر تکرار و بعد از یک دهه، مرزهای بازی‌های نقش‌آفرینی را جابه‌جا کند. البته که سطح انتظارها از این بازی بسیار بالا بوده و باید منتظر درخشش دوباره نوآوری‌های سی‌دی پراجکت رد باشیم.

در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با بازی The Witcher 3 چیست؟ آیا شما این شاهکار تکرارنشدنی را تجربه کرده‌اید؟ شما رازهای موفقیت بازی را درچه مواردی می‌دانید؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید
guest


1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments